واقعیت این است که کاربرد بلاکچین در هنر غیرقابل انکار شده است و در تمامی زمینههای هنری میتوان ردپای گسترش استفاده از ارزهای دیجیتال را مشاهده کرد. برای مثال، لوازم مدرن و پیشرفتهای که کلکسیونرهای هنری برای اطمینان از اصالت آثار هنری مورد نظرشان به کار میگیرد، فرمهای تازه هنری که در حال رایج شدن هستند و سایر موارد، از نفوذ و رسوخ بلاکچین در امان نبودهاند و نیستند.
اساسا گردش مالی در جهان هنر یکی از مهمترین دغدغههایی است که هنرمندان، فعالان عرصه اقتصاد هنر و حتی دولتها را سرگرم خود کرده است و هر کدام تلاش میکنند تا به نفع خود آن را تغییر داده و تحت کنترل بگیرد. در همین زمینه است که کاربرد بلاکچین در هنر اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. اخیرا در شهر بازل سوئیس رویداد سالانه «گفتوگو درباره هنر» برگزار شد. طی این رویداد، تیم اشنایدر که یکی از ژورنالیستهای این حوزه است به صحبت با افرادی نشست که هر یک در این صنعت دستی بر آتش دارند. سیمون دنی (هنرمند)، رابرت نورتون (موسس و مدیرعامل موسسه Verisart) و کلانی نیکول (موسس TRANSFAR) کسانی بودند که پای سوالات تیم اشنایدر نشستند و درباره کاربرد بلاکچین در هنر دیدگاههای خود را ارائه نمودند. صحبتهای انجام شده بر پایه تجربههای این افراد قرار داشت و با رویکردی کاملا عملی همراه بود. اتفاقا نتایج این گفتوگوها، اظهارات خلاقانهای بودند که بیش از همه بر پتانسیلهای این تکنولوژی نوپا تاکید داشتند.
در سال 2014 مشخص شد که بیش از 50 درصد از آثار هنری که در یک تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفتند، یا جعلی از آب درآمدند و یا مشخص شد دقیقا متعلق به هنرمندی نیستند که در شناسنامه اثر ذکر شده بود. استفاده از بلاکچین، احتمال بروز چنین اتفاقاتی را به صفر میرساند.
اولین کاربرد بلاکچین در هنر: امنیت
یکی از بزرگترین چالشهایی که در بازار هنر وجود دارد، مربوط به مواردی میشود که خالق یک اثر دیگر در قید حیات نیست و لازم است که آن اثر از نظر اصالت بررسی گردد و اطمینان حاصل شود که خالق اثر واقعا همان هنرمند است. یک مورد کاربرد بلاکچین در هنر را دقیقا در همین مواقع میتوان مشاهده کرد.
در سال 2014 موسسه FAEI که در شهر ژنو و در زمینه کارشناسی هنرهای زیبا فعالیت میکند، گزارشی را منتشر نمود. طبق این گزارش، بیش از 50 درصد از آثار هنری که مورد بررسی FAEI قرار گرفته بودند یا به کلی جعلی بودهاند و یا نام هنرمندی دربارهشان ذکر میشده که به هیچ عنوان ارتباطی به آن اثر نداشته است.
خب اینجا کاربرد بلاکچین در هنر چگونه میتواند باشد؟ اتفاقا بلاکچین علاوه بر نقش در شهر های هوشمند، این توانایی را دارد که جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرد. در چنین مواقعی، بلاکچین به عنوان یک لیست عمومی و غیرمتمرکز تمام سوابق مربوط به آن اثر را در خود جای میدهد. این سوابق از طریق رمزنگاری به یکدیگر لینک میشوند و به روشی کاملا امن مورد استفاده قرار میگیرند. بلاکچین یک ویژگی کلیدی دارد که برای این مساله بسیار عالی است. این ویژگی، تکه تکه بودن بلاکچین است. همانطور که گفته شد یک فهرست غیرمتمرکز است که در هر لحظه، توسط میلیونها سیستم کامپیوتری میزبانی میشود و در دست یک نفر نیست. به همین خاطر است که حتی دیگر هکرها و خرابکاران نیز نمیتوانند کوچکترین تاثیری بر اصالت آثار بگذارند و تمام این آثار هنری برای همیشه با نام هنرمند واقعیشان شناخته خواهند شد.
بنابراین، اعتقاد کارشناسان بر این است که بلاکچین امنترین راه جهت انتقال دادهها و اطلاعات دیجیتال محسوب میشود. رابرت نورتون، مدیر عامل موسسه Verisart در همین باره میگوید: “وقتی نوبت به فروش آثار هنری میرسد، دو نکته اهمیت زیادی پیدا میکنند.” نکته اول، این است که آیا این اثر هنری واقعی است؟ نکته دوم نیز، اشاره به این دارد که آیا من میتوانم این اثر هنری را به شما بفروشم؟ ظرفیت شگفتانگیز بلاکچین برای ردیابی کردن سوابق، تایید اصالت آثار از طریق بررسی مهرهای زمانی که روی تراکنشها به ثبت رسیده و همچنین، امضاهای رمزنگاری شده میتواند این مشکل را به خوبی حل نماید.
ارزهای دیجیتال خود به سوژههای جالبی برای خلق آثار هنری بدیع تبدیل شدهاند. کشیدن گرافیتیهای بیت کوین بر روی دیوار، تابلوی نقاشی «شام آخر بیت کوین»، بازی مجازی کریپتوکیتیز، از جمله آثار هنری محبوبی هستند که در این سالها بلاکچین را سوژه خود کردهاند.
هنرهای نوین و کلکسیونرهای جدید
دنیای هنر ویژگیهای عجیب و غریبی دارد. نسبت به هر پدیدهای واکنشهایی نشان میدهد که به هیچ عنوان نمیتوان برخی از این واکنشها را پیشبینی کرد. یکی از نمونههایی که میتوان برای این مورد برشمرد، شکل کاربرد بلاکچین در هنر است. از سالها قبل که خرید و فروش ارزهای دیجیتال نظیر بیت کوین و آلت کوینها در حال رشد بود، کسی نمیتوانست روزی را تصور کند که این رمزارزها در دنیای هنر وارد شوند و بتوانند شکل معاملات را تغییر دهند و از آن گذشته، موجب شکلگیری آثار هنری تازهتری شود.
اما بلاکچین علاوه بر ارزش پولی که دارد، تبدیل به سوژهای برای خلق آثار هنری شده است. در حال حاضر میتوان ردپای یک جنبش خلق آثار هنری با موضوع بلاکچین را مشاهده کرد. انواع گرافیتیهای بیت کوین بر روی دیوارها، آثار هنری بدیعی مانند تابلوی نقاشی «شام آخر بیت کوین» اثر Youl(هنرمند فرانسوی) که در سال 2014 در سایت eBay به قیمت 3000 دلار به فروش رفت، پروژههای هنری مانند Plantoids که در آن گیاهان رباتیک به افرادی که از پروژه با ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین و اتریوم حمایت میکردند واکنش نشان میدادند و یا بازی مجازی CryptoKittiesکه به گیمرها اجازه میداد با استفاده از ارز دیجیتال به خرید، فروش، نگهداری و غذا دادن به گربههای مجازی بپردازند، همگی جزو آثار هنری بودند که بلاکچین و کریپتوکارنسی در آنها به سوژههای خلق هنر بدل شدهاند.
اما یکی از نتایج شکلگیری چنین فرمهای هنری جدیدی، بوجود آمدن طبقه تازهای از کلکسیونرها بوده است. برای مثال، نمونه این تحولات را میتوان در حراجی Codex Art امسال مشاهده کرد که در آن نسخههای انحصاری از همین گونه آثار هنری با مبالغی به ارزش بیش از 140 هزار دلار به فروش میرسید. خریداران این آثار کلکسیونرهایی بودند که به زعم سیمون دنی کمتر به آثار متعارف هنری علاقمند بودند و با مشاهده این شکل تازه از محصولات حسابی به وجد آمده بودند.
رابرت نورتون کارشناس بعدی بود که با تحلیل این آثار به بررسی کاربرد بلاکچین در هنر پرداخت. به عقیده نورتون، موردی مثل CryptoKitties نشان میدهد که این افراد هیچ علاقهای برای خرید آثار هنری سنتی و متعارف ندارند. به عقیده او آنچه این کلکسیونرها در حال خریدش هستند را میتوان فرم جدیدی از آثار هنری کلکسیونی نامگذاری کرد. علیرغم میل شدید آنها به آثار هیبریدی هنر-گیم (Gamified Art) همچنان پرسشی اساسی باقی میماند که درباره نحوه ارتباط این فرمهای بدیع با روشهای سنتیتر خلق هنر سوال میکند. این پرسش اهمیت زیادی دارد چرا که مشخص میکند آیا ممکن است تمامی سیستم گالریدارها و حتی افراد کلکسیونری که تفکر فرهنگی دارند هم، روزی از چنین آثار نوینی حمایت کنند یا خیر؟! در مورد اثر کریپتوکیتیز نورتون حرفهای جالبی میزند. او میگوید این اثر هیبریدی تحت تاثیر شدید آثاری از هنرمند ژاپنی “تاکاشی موراکامی” قرار دارد که جزو آثار «هنر عامه» یا همان Pop Art تلقی میشوند. در نتیجه، اگر به ریشه هر یک از این فرمهای نوین هنری نگاه کنیم میتوان ریشههایی از هنرهای متعارف و سنتیتر را پیدا کرد و همین موجب میگردد تا نسبت به پذیرش این فرمهای بدیع توسط گالریدارها و کلکسیونرهای یاد شده در آینده خوشبین باشیم.
همانطور که بلاکچین میتواند مزایای زیادی برای دنیای هنر داشته باشد، این امکان هم وجود دارد که باعث شود آثار هنری در سیستمهای مبتنی بر گالری به یک کالای صنعتی تبدیل شود و این برای هنرمندان یک زنگ خطر بسیار جدی به حساب میآید.
کاربرد بلاکچین در هنر: خریدهای رمزنگاری شده
کاربرد بلاکچین در هنر و استفاده از ارزهای رمزنگاری شده، باعث شده تا برای خرید از فروشگاههای بزرگ و گالریهای مطرح، نیاز به استفاده از کارت بانکی نداشته باشد و به طور مستقیم بتوانید خرید کنید. این موضوع باعث میشود تا تراکنشها با سرعت و امنیت بیشتر انجام شود.
کاربرد بلاکچین در هنر: صنعت مد
صنعت مد نیز تحت تاثیر کاربرد بلاکچین در هنر قرار گرفته است. اولین لباس مجازی به نام ایرسندس که توسط یک خانه مد در هلند ساخته شد. در حمایت از بلاک چین با قیمت 9500دلار روی این پنل به فروش رفت. این اولین کاربرد بلاکچین در هنر بوده است. این لباس یک طرح دوبعدی بوده است که با استفاده از فناوری و پرینت سه بعدی به صورت یک لباس درآمده است.
کاربرد بلاکچین در هنر فقط به پول محدود میشود؟
پرداختن به این مساله که ارزش بلاک چین فقط در این است که کمک کند تا احراز هویت کاربران به خوبی انجام شود و همچنین، ارزش آثار حفظ شود بیشتر به رویکردی بازمیگردد که به عنوان رویکرد کالا محور شناخته میشود. داشتن چنین نگاهی به کاربرد بلاکچین در هنر کمی مسالهساز است.
در ادامه صحبتها، سیمون دنی که بعنوان هنرمند به این رویداد دعوت شده بود نکاتی را مطرح کرد که به همین مساله مربوط میشد. دنی گفت: “من بر اساس تجربه خودم و مطابق چیزهایی که در این دوره دیدهام، میتوانم ادعا کنم که اساسا بیشترین میزان علاقمندی به مساله کاربرد بلاکچین در هنر مربوط به افرادی میشود که تقریبا هیچ دغدغهای نسبت به هنر ندارند.” دنی اضافه کرد: “دغدغه این افراد بیشتر پیدا کردن راههای جدیدتر و متفاوتتری است که به آنها کمک کنند تا پول روی پول بگذارند.”
پس از دنی، نوبت کلانی نیکول (موسس TRANSFAR) بود که نظرات خودش را در بحث ارزشهای بلاکچین در دنیای هنر مطرح کند. خانم نیکول که در حوزه برگزاری نمایشگاههای هنری سابقه درخشانی دارد، به این نکته اشاره کرد که دنیای هنر به صورت فزایندهای در حال اتکا به فناوریهای روز و پول است. خانم کلانی نیکول توانسته گرایشی را در بین فعالان دنیای هنر تشخیص دهد که این گرایش عمدتا چشم به دست برخی صنایع دیگر دارد. به اعتقاد او، چنین افرادی همواره در پی این هستند که راهحل مشکلات جهان هنر را راهکاری مبتنی بر فناوری بیان کنند که لازم است از طریق صنایع دیگر به هنر وارد شود. او در پایان صحبتهایش توصیف جالبی از تفاوت رفتار مشتریان در هنر با مشتریان سایر صنایع ارائه کرد: “در چنین حالتی میتوان گفت که ارزش فرهنگی هنر از بین میرود. برای من تمایزی که بین خرید یک اثر هنری با خرید یک کالای صنعتی وجود دارد، این است که وقتی شما روی گزینه خرید آن کار هنری کلیک میکنید صرفا در حال خرید یک قطعه نیستید. شما با خرید آن رابطهای احساس را با همان اثر هنری آغاز میکنید.”
به نظر میرسد نوع نگاه خانم نیکول نسبت به امر کاربرد بلاکچین در هنر نگاهی بسیار متفاوت و البته اصیل است. همواره در تاریخ هنر، دو نگاه متعارض در جهان وجود داشته است. عدهای هنر را خوراک طبقه روشنفکر و الیت میدانند و عده دیگری هم هنر را ابزاری برای سرگرمی عوام و توده مردم به حساب میآورند. جالب اینجاست که هر دو عقیده در حال برقراری محدودیت برای هنر هستند. از زمانی هم که سیستم گالریداری در دنیای هنر رشد کرد و کلکسیونرها وارد کار شدند، هم نگاه نخبهگرایانه در این سیستم حفظ شد و هم آن نگاهی که هنر را صنعتی سرگرمیساز به حساب میآورد در آن وارد گشت. حالا وقتی که به صحبتهای کلانی نیکول توجه میکنیم متوجه نگاهی بسیار متفاوتتر و عمیقتر نسبت به آن میشویم. این نگاه را میتوان یک زنگ خطر به حساب آورد. هشداری برای اینکه مبادا کاربرد بلاکچین در هنر موجب تقویت سیستمی در دنیای هنر بشود که ارزشگذاری آثار هنری را فقط بر اساس نرخ بیت کوین و آلت کوینها انجام میدهد و در این میان، جایی برای ارزش ذاتی هنر و تاثیر آثار هنری بر ذهن و روح انسانها باقی نمیماند.
در پایان تیم اشنایدر، مجری این رویداد، به صحبت با سیمون دنی و رابرت نورتون پرداخت. سیمون دنی به عنوان یک هنرمند و رابرت نورتون به عوان یک فعال عرصه اقتصاد هنر، هر دو بر این امر اذعان داشتند که فعلا دنیای هنر در مراحل ابتدایی استفاده از بلاکچین قرار دارد. آنها به گزارشی تحت عنوان “بلاکچین و اتکای فزاینده هنرهای بصری بر مسائل مالی” اشاره کردند که اخیرا توسط Art Market 2.0 انجام شده است. در این گزارش مطلب جالبی عنوان شده است. در این مطلب، فرایند کاربرد بلاکچین در هنر بیش از هرچیزی به اینترنت در سال 1993 تشبیه شده است. در نهایت این سوال مطرح میشود که: “آیا مزایای بلاکچین برای دنیای هنر وسیعتر از این خواهد بود یا صرفا به همین شکل که توصیف شد باقی خواهد ماند؟” احتمالا هنوز برای قضاوت زود است.
آیا بلاکچین در نهایت موجب خواهد شد که آثار هنری به یک کالای قابل خرید و فروش توسط ارزهای دیجیتال تبدیل شوند که فقط ارزش مالی آنها مهم است؟
جمعبندی: بررسی کاربرد بلاکچین در هنر
هاینریش بل در رمان عقاید یک دلقک جملهای به یاد ماندنی را از دهان شخصیت اصلی این رمان بازگو میکند. “هنر هم مانند باقی زمینهها، هرگاه پول واردش شود فاسد میشود.” حالا که ارزهای دیجیتال در حال نفوذ به تک تک زمینههای زندگی و کاری ما انسانها هستند و شرایط این دوره از زندگی بشر تحت تاثیر همین پولهای مجازی قرار گرفته، بیشتر از همیشه میتوان حس این جمله از رمان عقاید یک دلقک را درک کرد.
نتیجهای که از صحبتهای کارشناسانی مانند سیمون دنی، رابرت نورتون و کلانی نیکول میتوان گرفت این است که بهتر است بلاکچین را همانند سایر پدیدههای انسانی تحلیل و ارزیابی کرد. مطمئنا رواج استفاده از ارزهای دیجیتال، خرید آثار هنری با بیت کوین و آلت کوینها، نقش ارزهای دیجیتال در برگزاری حراجیها و نمایشگاههای هنری، ساخت کارهای هنری با استفاده از ارزهای دیجیتال و… مانند سایر پدیدهها هم جنبه مثبت و هم جنبه منفی خواهد داشت. همانطور که این کارشناسان اظهار کردند، جنبه مثبت کاربرد بلاکچین در هنر مواردی مانند: امنتر ساختن بازار هنر، راحتتر کردن فرایند خرید و فروش آثار و حتی شکلگیری جریانهای هنری نوین هستند. اما این مساله یک سوی منفی و تیره هم میتواند داشته باشد که اصلیترین آسیبش، تقویت نگاه کالا محور به آثار هنری است.
دههها پیش، مکتبی فلسفی و جامعه شناختی در آلمان شکل گرفت که تحت عنوان «مکتب فرانکفورت» از آنها یاد میشود. فرانکفورتیها پدیده «صنعت-فرهنگ» را مسالهای مذموم میدانستند چرا که به اعتقاد آنها، تبدیل شدن هنر و آثار فرهنگی به کالای قابل خرید و فروش میتواند موجب نابودی بسیاری از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی شود. این نگاه را میتوان در تاروپود هشدارهایی که این کارشناسان پیرامون بحث بلاکچین و دنیای هنر مطرح کردند مشاهده کرد. اگر کاربرد بلاکچین در هنر به سمتی حرکت کند که باعث تغییر نگاهها به ارزش فرهنگی آثار هنری شود و این آثار مانند کالاهای سری دوزی شده دست به دست بین گالریدارها و کلکسیونرها بچرخند و ارزهای دیجیتال هم این روند را تسهیل کنند، نگرانیها پیرامون آن به حقیقت پیوسته است.
منبع